A2 · صفتcrunchy
The vegetables are fresh and crunchy.
سبزیجات تازه و ترد هستند.
نکته کاربردی و همآیی
همآیی رایج: crunchy vegetables, crunchy snacks. برای غذای خشک و ترد استفاده میشود؛ معمولاً برای نان نرم بهکار نمیرود.
A2 · صفتThe vegetables are fresh and crunchy.
سبزیجات تازه و ترد هستند.
همآیی رایج: crunchy vegetables, crunchy snacks. برای غذای خشک و ترد استفاده میشود؛ معمولاً برای نان نرم بهکار نمیرود.
A2 · صفتThese bananas are ripe enough to eat.
این موزها بهاندازه کافی رسیدهاند که خورده شوند.
در برابر unripe (نارس) قرار میگیرد. مثال: a ripe tomato, ripe fruit. برای انسان معمولاً از mature استفاده میشود، نه ripe.
B1 · اسمFresh herbs are the main ingredient.
سبزیهای معطر ماده اصلی هستند.
همآییها: main ingredient, list of ingredients, secret ingredient. در دستور پخت معمولاً بهصورت جمع ingredients هم میآید.
A2 · فعلBoil the water before adding the pasta.
پیش از اضافهکردن پاستا، آب را بجوشان.
boil water / boil an egg. برای پختن غذا در آب جوش استفاده میشود؛ roast و fry روشهای متفاوت پخت هستند.
B1 · صفتShe is a reliable colleague.
او همکار قابل اعتمادی است.
reliable source / reliable information / reliable person. اسم آن reliability و قید آن reliably است.
B1 · فعلI can't afford to buy a new laptop.
توان مالی خرید لپتاپ جدید را ندارم.
ساختار رایج: afford + noun یا afford to + verb. نادرست: afford buying در این معنی استاندارد.
B1 · صفتI'm exhausted after working all day.
بعد از تمام روز کار کردن، از پا افتادهام.
exhausted قویتر از tired است. همآیی: feel exhausted, mentally exhausted, physically exhausted.
A2 · فعلCan I borrow your dictionary?
میتوانم فرهنگ لغتت را امانت بگیرم؟
borrow چیزی را از دیگری میگیری؛ lend چیزی را به دیگری قرض میدهی. مثال: Can you lend me a pen?
B1 · اسمI have a doctor's appointment at ten.
ساعت ده با پزشک وقت دارم.
make an appointment, cancel an appointment, keep an appointment. برای قرار رسمی یا وقت پزشکی رایج است.
B1 · فعل و اسمHe commutes to work by train.
او با قطار به محل کار رفتوآمد میکند.
commute by train / a long commute / daily commute. commute با travel عمومی یکسان نیست؛ معمولاً رفتوآمد تکراری روزانه است.
B1 · اسم و صفتDrivers must stop at the pedestrian crossing.
رانندگان باید پشت خط عابر پیاده توقف کنند.
pedestrian crossing, pedestrian zone. بهعنوان صفت در pedestrian safety نیز میآید.
A2 · اسمOur final destination is Istanbul.
مقصد نهایی ما استانبول است.
tourist destination, final destination, popular destination. با journey (مسیر/سفر) و departure point (مبدأ) اشتباه نشود.
B1 · صفتThe bus is a convenient way to travel.
اتوبوس راهی راحت برای سفر است.
convenient location / time / way. برای اشیا، زمان و موقعیت بهکار میرود؛ برای توصیف شخصیت افراد معمولاً مناسب نیست.
معنی درست واژه را انتخاب کن. پاسخ را حدس بزن؛ اگر اشتباه بود، توضیح را بخوان و دوباره تلاش کن.