در حال آماده‌سازی L2
صفحه در حال بارگذاری است؛ لطفاً چند لحظه صبر کنید.
عکس سبزیجات تازه و ترد برای واژه crunchyA2 · صفت

crunchy

/ˈkrʌn.tʃi/
ترد؛ صدادار هنگام جویدن

The vegetables are fresh and crunchy.

سبزیجات تازه و ترد هستند.

نکته کاربردی و هم‌آیی

هم‌آیی رایج: crunchy vegetables, crunchy snacks. برای غذای خشک و ترد استفاده می‌شود؛ معمولاً برای نان نرم به‌کار نمی‌رود.

عکس موز رسیده برای واژه ripeA2 · صفت

ripe

/raɪp/
رسیده (میوه)

These bananas are ripe enough to eat.

این موزها به‌اندازه کافی رسیده‌اند که خورده شوند.

نکته کاربردی و هم‌آیی

در برابر unripe (نارس) قرار می‌گیرد. مثال: a ripe tomato, ripe fruit. برای انسان معمولاً از mature استفاده می‌شود، نه ripe.

عکس سبزیجات و مواد اولیه آشپزی برای ingredientB1 · اسم

ingredient

/ɪnˈɡriː.di.ənt/
ماده اولیه؛ ترکیب سازنده غذا

Fresh herbs are the main ingredient.

سبزی‌های معطر ماده اصلی هستند.

نکته کاربردی و هم‌آیی

هم‌آیی‌ها: main ingredient, list of ingredients, secret ingredient. در دستور پخت معمولاً به‌صورت جمع ingredients هم می‌آید.

عکس آب در حال جوشیدن در قابلمه برای boilA2 · فعل

boil

/bɔɪl/
جوشاندن؛ به جوش آمدن

Boil the water before adding the pasta.

پیش از اضافه‌کردن پاستا، آب را بجوشان.

نکته کاربردی و هم‌آیی

boil water / boil an egg. برای پختن غذا در آب جوش استفاده می‌شود؛ roast و fry روش‌های متفاوت پخت هستند.

عکس گروه متخصصان برای واژه reliableB1 · صفت

reliable

/rɪˈlaɪ.ə.bəl/
قابل اعتماد؛ قابل اتکا

She is a reliable colleague.

او همکار قابل اعتمادی است.

نکته کاربردی و هم‌آیی

reliable source / reliable information / reliable person. اسم آن reliability و قید آن reliably است.

عکس پرداخت با موبایل برای واژه affordB1 · فعل

afford

/əˈfɔːrd/
توان مالی یا فرصت انجام کاری را داشتن

I can't afford to buy a new laptop.

توان مالی خرید لپ‌تاپ جدید را ندارم.

نکته کاربردی و هم‌آیی

ساختار رایج: afford + noun یا afford to + verb. نادرست: afford buying در این معنی استاندارد.

عکس فرد خسته پس از کار برای exhaustedB1 · صفت

exhausted

/ɪɡˈzɔː.stɪd/
بسیار خسته؛ از پا افتاده

I'm exhausted after working all day.

بعد از تمام روز کار کردن، از پا افتاده‌ام.

نکته کاربردی و هم‌آیی

exhausted قوی‌تر از tired است. هم‌آیی: feel exhausted, mentally exhausted, physically exhausted.

عکس مطالعه کتاب در کتابخانه برای borrowA2 · فعل

borrow

/ˈbɒr.əʊ/
قرض گرفتن؛ امانت گرفتن

Can I borrow your dictionary?

می‌توانم فرهنگ لغتت را امانت بگیرم؟

نکته کاربردی و هم‌آیی

borrow چیزی را از دیگری می‌گیری؛ lend چیزی را به دیگری قرض می‌دهی. مثال: Can you lend me a pen?

عکس جلسه آنلاین برنامه‌ریزی‌شده برای appointmentB1 · اسم

appointment

/əˈpɔɪnt.mənt/
قرار ملاقات؛ وقت از پیش تعیین‌شده

I have a doctor's appointment at ten.

ساعت ده با پزشک وقت دارم.

نکته کاربردی و هم‌آیی

make an appointment, cancel an appointment, keep an appointment. برای قرار رسمی یا وقت پزشکی رایج است.

عکس قطار شهری برای commuteB1 · فعل و اسم

commute

/kəˈmjuːt/
رفت‌وآمد منظم بین خانه و محل کار/تحصیل

He commutes to work by train.

او با قطار به محل کار رفت‌وآمد می‌کند.

نکته کاربردی و هم‌آیی

commute by train / a long commute / daily commute. commute با travel عمومی یکسان نیست؛ معمولاً رفت‌وآمد تکراری روزانه است.

عکس گذرگاه عابر پیاده در شهرB1 · اسم و صفت

pedestrian

/pəˈdes.tri.ən/
عابر پیاده؛ مربوط به پیاده‌روی

Drivers must stop at the pedestrian crossing.

رانندگان باید پشت خط عابر پیاده توقف کنند.

نکته کاربردی و هم‌آیی

pedestrian crossing, pedestrian zone. به‌عنوان صفت در pedestrian safety نیز می‌آید.

عکس چمدان سفر برای destinationA2 · اسم

destination

/ˌdes.tɪˈneɪ.ʃən/
مقصد

Our final destination is Istanbul.

مقصد نهایی ما استانبول است.

نکته کاربردی و هم‌آیی

tourist destination, final destination, popular destination. با journey (مسیر/سفر) و departure point (مبدأ) اشتباه نشود.

عکس اتوبوس شهری به‌عنوان راهی مناسب برای رفت‌وآمدB1 · صفت

convenient

/kənˈviː.ni.ənt/
راحت و مناسب از نظر زمان یا دسترسی

The bus is a convenient way to travel.

اتوبوس راهی راحت برای سفر است.

نکته کاربردی و هم‌آیی

convenient location / time / way. برای اشیا، زمان و موقعیت به‌کار می‌رود؛ برای توصیف شخصیت افراد معمولاً مناسب نیست.

منابع عکس‌ها و مجوز استفاده

تمرین بازیابی فعال

معنی درست واژه را انتخاب کن. پاسخ را حدس بزن؛ اگر اشتباه بود، توضیح را بخوان و دوباره تلاش کن.

معنی «reliable» چیست؟
یک گزینه را انتخاب کن.
پاسخ درست: ۰سؤال ۱ از ۱۲
روش پیشنهادی: در هر نوبت ۵ تا ۸ واژه را با صدای بلند بخوان، برای هرکدام یک جمله شخصی بساز و فردا دوباره بدون نگاه‌کردن به ترجمه مرور کن. این روش به بازیابی فعال و فاصله‌گذاری مرور کمک می‌کند.